|
اشتراك در گروه علوم دامي | |
| جستجوی آرشیو از groups.google.com | ||
كاربرد سطوح مختلف كنجاله كلزا در جيره گوساله هاي نر هلشتاين
اكبر اسديان اصفهاني1 ، شهاب الدين مشرف1 ، حيدرعلي گلمحمدي2 ، محسن راستي 1 ،
احمدرضا رنجبري 1 ، مهوش كوهي حبيبي 2
اعضاء هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان 2 – كارشناسان مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
چكيده
كنجاله كلزاي داخلي در يك دوره 120 روزه در تغذيه گوساله هاي پرواري هلشتاين مورد استفاده قرار گرفت. تعداد 16 رأس گوساله نر نژاد هلشتاين يكساله با ميانگين وزن اوليه 97/37 ± 69/267 كيلوگرم در قالب طرح آماري كاملأ تصادفي ، با استفاده از 4 جيره و 4 تكرار بررسی شدند. جيره ها با ميزان پروتئين ، انرژي و نسبت يكسان كنسانتره به علوفه به صورت خوراك كاملأ مخلوط مورد تغذيه قرار گرفتند. كنجاله كلزای مصرفي که حاوي 51/5 ميكرومول گلوكوزينولات و 8/37 درصد پروتئين خام بود به ميزان 0 ، 5 ، 10 و 15 درصد ماده خشک جیره ها (به ترتيب جيره هاي 1 تا 4) استفاده شد. مصرف خوراك ، وزن كشي و خونگيري به منظور تعيين T3 و T4 از دام هاي آزمايشي انجام گرفت. نتايج آزمايش براي تيمارهاي 1 تا 4 بطور متوسط مقادير 0/1300، 0/1329، 3/1231 و 8/1311 گرم را براي اضافه وزن روزانه، مقادير 09/7 ، 06/ 7، 42/7 و 10/7 را براي ضريب تبديل خوراك نشان داد (P > 0.05 ) . در آخر دوره تغييرات هورموني در سرم خون به ترتيب براي T3 برابر 25/148، 50/140، 00/ 153 و 00/142 نانوگرم/100 ميلي ليتر و براي T 4 مقادير 00/8 ، 90/6 ، 98/6 و 75/5 مايكروگرم/100 ميلي متر را نشان داد. نتايج نشان داد که كنجاله كلزاي داخلي به ميزان 15 درصد ماده خشك جيره گوساله هاي پرواري قابل استفاده مي باشد.
Abstarct :
Canola meal is of valuable feedstuffs which its production is increasing with invreasing Canola culture. The feed was studied in nutrition of fattening beef for a period of 120 days. Sixteen yearling growing male calves of
مسعود عليخاني، مصطفي شاهزيدي، غلامرضا قرباني و حميد رضا رحماني1
1- به ترتيب استاديار. دانشجوی كارشناسي ارشد ، استاد واستاد يار گروه علوم دامی ،دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان
چكيده
در يك طرح مربع لاتين 3x 3 با دو تكرار 6 راس گاو نژاد هلشتاينِ چند بارزائیده جهت بررسي تاثير آنزيم فيبروليتيك بر عملكرد وقابليت هضم غذا، استفاده شدند. تيمارهاي آزمايشي شامل: 1) جيره پايه، شاهد (40 درصد یونجه خشک و60 درصد كنسانتره، 2) جيره حاوي آنزيم فیبرولتیک اسپري شده بر روي بخش كنسانتره (9/0 ميلي ليتر آنزيم به ازاء هر كيلوگرم ماده خشك و 3) جيره حاوي آنزيم اسپري شده بر روي بخش علوفه بود. ميزان توليد شير و شير تصحيح شده در تيمار 2 نسبت به ساير تيمارها افزايش يافت) 05/0(p<. قابليت هضم ماده خشكمصرفي، ماده آلي، ديواره سلولي، ديواره سلولي فاقد هميسلولز و ديواره سلولي دريافتي در تيمارهاي 2 و3 نسبت به تيمار شاهد افزايش معنيداري پيدا كرد) 05/0(p<. نتايج اين آزمايش نشان داد كه استفاده از آنزيم در جيره گاوها در اواسط دوره شيردهي سبب افزايش مقدار شير توليدي،قابليت هضم مواد مغذي و مقدار خوراك مصرفي می شود بدون اينكه در تركيبات شير اثري داشته باشد.
Summary
In a duplicated 3 × 3 Latin-square experiment six multiparous lactating Holstein cows, (123 ± 20 days in milk) were used to determine the effect of direct-fed fibrolytic enzyme on thier performance and feed digestibility. Treatments diets were included of: 1) control (bases diet with forage to concentrate ratio of 40:60 2) Enzyme (Pro-Mote®; Biovance Technologies Inc., Omaha, NE) containing diet sprayed on concentrate portion of ration (.0/9 ml/kg DM) and 3) Enzyme containing diet sprayed on forage portion of Ration .Milk and 4% FCM yield was greater in cows used treatment diet 2 than other treatments (P < 0.05). Digestibility of DM, OM, NDF and ADF and feed and NDF intake were greater for cows used treatments 2 and 3 than treatment 1 (P<0.05).The result of experiment inducted that, supplementing mid lactation dairy cows with fibrolytic enzyme has the potential to enhance milk yield and nutrient digestibility and feed intake of cows in without changing milk composition.
اثرات افزودن اسید لینولئیک کنژوگه محافظت شده در شکمبه یا روغن ذرت بر ترکیب اسید چرب بافتهای آدیپوز در گاوهای گوشتی
احد اصغری1 ، محمود رادفر2 ، کامبیز شفیعی3
1- کارشناس ارشدعلوم دامی مرکز تحقیقات جهاد کشاورزی استان آ-شرقی و عضو باشگاه پژوهشگران جوان، 2-کارشناس ارشد علوم دامی و عضو باشگاه پژوهشگران جوان،3-کارشناس ارشد علوم دامی
چکیده
36 راس گوساله نر پرواري جهت تعيین اثرات منابع چربی غذایی افزوده شده بر ترکیب اسید چرب داخل
عضله اي و دور مقعدي پرينه آل و زير پوستي مورد استفاده قرار گرفت. چربی به دو صورت روغن ذرت یا نمک اسید لینولئیک کنژوگه (CLA) به جیره ها برای دو دوره تیماری شامل: پایان 32 روزگی و همچنين پایان 60 روزگي به خوراک افزوده شد و گوساله ها با یکی از 3 تیمار غذایی خوراک دهی شدند:
1) جیره پایه حاوی 88% کنسانتره و 12% علوفه خشک (جیره شاهد)
2) جیره پایه بعلاوه 4% روغن ذرت (جیره حاوی روغن ذرت )
3 )جیره پایه بعلاوه 2% نمک اسید لینولئیک کنژوگه محافظت شده در شکمبه(حاوی 31% اسید لینولئیک کنژوگه) .
غلضت ترانس10 و سیس12 اسید لینولئیک کنژوگه برای گوساله هاي تغذیه شده با جیره حاوی اسید لینولئیک کنژوگه محافظت شده در شکمبه و جیره حاوی روغن ذرت بهترین بود و کمترین مقدار برای گوساله هاي تغذیه شده با جیره شاهد بود(015/0 در مقابل005/0 درصد) (05/0 P<). گوساله هاي تغذیه شده با جیره حاوی نمک اسید لینولئیک مقدار كل اسید لینولئیک کنژوگه بیشتری(80/1 درصد) نسبت به گوساله هاي تغذیه شده با هر دو جیره شاهد
(919/0 درصد) یا جیره حاوی روغن ذرت(997/0 درصد) از خود نشان دادند. غلظت بافت آدیپوزی ترانس11-اسید واکسنیک در گوساله هاي تغذیه شده با جیره شاهد نسبت به گوساله هاي تغذیه شده با جیره حاوی روغن ذرت يا جیره حاوی نمک اسید لینولئیک کمتر بود. درصد اسید لینولئیک کنژوگه (کربن18:1) در چربی داخل عضله اي در مقایسه با چربي پرينه آل و زير پوستي کمترین مقدار بود (05/0 P<). پس از 60 روز از افزودن چربی، گوساله هاي تغذیه شده با جیره حاوی روغن ذرت و جیره حاوی نمک اسید لینولئیک غلظت های کمتری از اسید اولئیک و اسید های چرب غير اشباع تك زنجيره اي در مقایسه با جیره شاهد نشان دادند.. تغذیه با جیره حاوی روغن ذرت غلظت آدیپوزی اسید چرب (کربن 18:2) را افزایش داد در حالی که تغذیه جیره حاوی نمک اسید لینولئیک کل ایزومرهای اسید لینولئیک کنژوگه را تا 22% افزایش داد. چربي داخل عضله اي پایین ترین درصد سیس9 و ترانس 11 اسید لینولئیک کنژوگه و کل اسید لینولئیک کنژوگه و اسید واکسنیک را دارا بود . کل اسید لینولئیک کنژوگه و سیس9 و ترانس11 ایزومرهای اسید لینولئیک کنژوگه در چربي پرينه آل و توده چربي زير پوستي افزایش یافت. در حالی که چربي داخل عضله اي داراي مقادیر زيادي از کل اسیدهای چرب غیراشباع چند زنجیره ای بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افزودن چربی كوتاه زنجیر در گاوهای پرواري می تواند غلظت اسید لینولئیک کنژوگه بافت آدیپوز را به طور جزئي افزایش دهد(3/8 الی5/17 درصد). علاوه بر این، کاهش در اسید اولئیک و غلظت کل اسیدهای چرب غیراشباع تک زنجیره ای بافت های آدیپوز در گوساله هاي تغذیه شده با اسید لینولئیک کنژوگه محافظت شده در برابر شكمبه یا جیره حاوی روغن ذرت ملاحظه گردید که افزودن چربی ممکن است فعالیت اشباع نشدن را در بافتهای آدیپوز کاهش دهد که در نتیجه تبدیل اسید واکسنیک به ایزومر سیس9 و ترانس 11 اسید لینولئیک کنژوگه کمتر می شود.
Thirty-six beef cattle were used to determine the effects of supplemental dietary lipid sources on fatty acid composition of i.m., perianal (p.a.), and s.c. lipid depots. Lipid was supplied to diets as either corn oil or a rumen-protected conjugated linoleic acid (CLA) salt for two specific treatment periods of either the final 32 or 60 d on feed. Following an initial 56-d feeding period, heifers were fed one of three dietary treatments: 1) basal diet containing 88% concentrate and 12% grass hay (CON), 2) basal diet plus 4% corn oil (
اثر استفاده از محصولات فرعي پسته در جيره گاوهاي هلشتاين اوايل شيردهي
عطيه بهلولي، عباسعلي ناصريان، رضا ولي زاده، فريدون افتخار شاهرودي
در اين آزمايش از هشت راس گاو هلشتاين در اوايل دوره شيردهي در طرح مربع لاتين 4×4 با 2 تكرار مطابق با 4 تيمار در 4 دوره 21 روزه (14 روز عادت پذيري و 7 روز ركورد برداري) استفاده شد. محصولات فرعي پسته در سطوح صفر، 5، 10 و 15 درصد ماده خشك جيره مطابق با تيمار 1 تا 4 جايگزين سيلاژ ذرت شدند. قابليت هضم ظاهري پروتئين خام تحت تاثير تيمار ها قرار نگرفت، اما با افزودن محصولات فرعي پسته در جيره گاوها، قابليت هضم ظاهري ماده خشك، ماده آلي و بخشهاي فيبر نامحلول در شوينده خنثي و اسيدي به صورت خطي كاهش يافتند (05/0P<). توليد شير و درصد تركيبات آن به طور معني داري تحت تاثير تيمارها قرار نگرفتند. توليد شير تصحيح شده اقتصادي (ECM) و تصحيح شده بر اساس 4 درصد چربي (FCM) با افزايش سطح محصولات فرعي پسته در جيره به طور خطي كاهش يافتند (1/0P<). روند كاهش نيتروژن اوره اي شير با افزايش سطح اين خوراك در جيره معني دار نبود. با توجه به نتايج اين آزمايش به نظر مي رسد محصولات فرعي پسته بتواند به عنوان قسمتي از بخش علوفه اي جيره گاوهاي شيرده مورد استفاده قرار گيرد.
تاثير مخمر (ساكارومايسس سرويسيه) بر عملكرد و قابليت هضم مواد مغذي در گاوهاي شيري تغذيه شده با جيرههاي بالانس و محدود
مسعود عليخاني، حميد بنياسد و غلامرضا قرباني1
1- بترتیب استادیار،دانشجو واستاد گروه علوم دامی دانشگاه صنعتی اصفهان
چکيده
به منظور بررسی تأثير دو نوع مخمر( مخمر خشك فعال بايوساف و مخمر غيرفعال تپاكس ) بر عملکرد گاوهای شيرده در زمان تغذيه کافی و محدود, تعداد 10 رأس گاو هلشتاين در قالب طرح مربع لاتين 5×5 با تکرار مربع طی دورههای آزمايشی 20 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از1) جيره شاهد( جيره کاملاً مخلوط شامل کنسانتره و علوفه به نسبت 5/56 به 5/43 درصد ) 2) جيره شاهد به اضافه 8 گرم مخمر تپاکس 3) جيره شاهد به اضافه 5 گرم مخمر بايوساف 4) 4% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف 5) 8% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف. افزودن مخمر بايوساف به جيره باعث افزايش معنیدار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام, قابليت هضم ظاهری ماده خشک و pH شکمبه شد. مصرف مخمر تپاکس موجب افزايش معنیدار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام و pH شکمبه شد. ساير صفات اندازهگيری شده تحت تأثير معنیدار مصرف مخمر در تيمارهای 2 و 3 نسبت به تيمار شاهد قرار نگرفت. با وجود معنيدار بودن ميزان کاهش خوراک مصرفی در تيمار 4, توليد شير روزانه, شير تصحيح شده براساس 4% چربی, مقدار روزانه چربی شير, مقدار روزانه لاکتوز شير و ميزان روزانه پروتئين شير در اين تيمار با تيمار شاهد تفاوت معنيداری را نشان نداد ولی قابليت هضم ظاهری پروتئين خام و pH شکمبه در اين تيمار به طور معنیداری نسبت به تيمار شاهد بالاتر بود. کاهش خوراک مصرفی به ميزان 8% , باعث کاهش معنیدار توليد شير, شير تصحيح شده برای 4% چربی و توليد چربی شير روزانه شد ولی قابليت هضم پروتئين خام جيره, pH شکمبه و قابليت هضم ديواره سلولی فاقد همیسلولز در اين تيمار نسبت به تيمار شاهد به طور معنیداری افزايش يافت.
Abstract
A duplicated 5 × 5 Latin-square experiment (20-d periods) conducted to evaluate effects of two yeast culture on performance of lactating
رابطه بين نيتروژن اوره شير و باروري در ابتداي دوره شيردهي گاوهاي هلشتاين
محمد نوروزي، محمد رئيسيانزاده، مهران اباذري، مهدي پجاز، سيد اكبر شيري
مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان
چكيده
به منظور تعيين رابطه نيتروژن اوره شير(MUN) و باروري در گاوهاي تازهزا، اطلاعات توليد مثلي، توليد شير و نيز مقادير MUN ده واحد گاوداري صنعتي اطراف مشهد، بين سالهاي 1379 تا 1381 توسط آناليز حياتي و مدل احتمال وقوع نسبي كوكس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. تعداد روز از زمان زايمان تا آبستني يا پايان مطالعه به عنوان خروجي مدل بكار گرفته شد. متوسط مقادير MUN در سه ماهه اول شيردهي، جهت معرفي وضعيت MUN هر گاو بكارگرفته شد. نوبت زايش، متوسط توليد شير، متوسط درصد چربي شير و گله به عنوان اثرات ثابت در مدل وارد شد. نتايج نشان داد كه نسبت به گاوهاي با MUN كمتر از 12 ميليگرم در دسيليتر، گاوهاي با MUN 99/13-12 و نيز 99/15-14 ميليگرم در دسيليتر به ترتيب 15 و 8 درصد باروري بيشتر و گاوهاي با MUN بيش از 18 ميليگرم در دسيليتر حدود 10 درصد باروري كمتر داشتند(0001/0P<). افزايش سطح MUN به بيش از 18 ميليگرم در دسيليتر فقط در گاوهاي زايش اول، رابطه منفي با باروري داشت(01/0P<). براساس نتايج اين مطالعه احتمالاً سطوحي از MUN ، رابطه معكوس با باروري دارند كه كمتر از 12 و يا بيشتر از 18 ميليگرم در دسيليتر باشد.
Abstract
To evaluate the association between milk urea nitrogen (MUN) and fertility of early lactation dairy cows, reproductive and productive data and MUN measurements from 10 dairy herds in the countryside of Mashhad between 2001 and 2003 were analysed by survival analysis and the Cox proportional hazards model. Days from calving to conception or to the end of the study were used as the outcome. The mean MUN values in the first three months of lactation were used to reflect the MUN status of a cow. Parity, mean milk yield, mean percentage of milk fat and herd were included in the models as fixed effects. Cows with MUN value 12-14 and 14-16 mg/dl had higher fertility (15 and 8%, respectively) and cows with MUN value above 18 mg/dl had lower fertility(10%) than cows with MUN value below 12 mg/dl (P<0.0001). Our results indicate that increasing MUN levels above 18 mg/dl appears to be negatively related to dairy cow fertility, only in first parity (P<0.01). It is also suggested that the levels of MUN that are adversely associated with fertility might be lower than 12 and greater than 18 mg/dl.
بررسي اثرات منابع کربوهيدرات غيرفيبري مختلف بر موثر بودن فيبر علوفه ای و عملکرد گاو شيرده
سيمين پورکاسه گران، اسدا... تيموري يانسري، احمد افضل زاده1
1- به ترتيب دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران، عضو هيئت علمي دانشگاه مازندران و عضو هيئت علمي دانشگاه ابوريحان
چکيده
به منظور بررسي اثرات تجزيه پذيري منابع کربوهيدرات غيرفيبري(NFC) بر موثر بودن علوفه، 9 رأس گاو شيرده هلشتاين
(21 ± 100=DIM)، در قالب يک طرح مربع لاتين تکرار شده 3×3 در سه دوره 21 روزه با سه جيره آزمايشي شامل منبعNFC (تيمار1شامل جو، تيمار2 شامل جو و ذرت و تيمار3 شامل جو و تفاله چغندر)، با ترکيبات شيميايي يکسان (انرژي خالص شيردهي 52/1 مگاکالري در کيلوگرم ماده خشک و پروتئين خام 16 درصد)مورد استفاده قرار گرفتند. جيره هاي آزمايشي در دو وعده به مقدار مساوي در ساعات 10 و 22 تغذيه شدند. هر دوره شامل 14 روز عادت دهي و 7 روز نمونه گيری از خوراک، مدفوع، مايعات شکمبه و اندازه گيري زمان کل فعاليت جويدن حيوان (مجموع ساعات مصرف خوراک و نشخوار) بود. مصرف ماده خشک و مواد مغذی، توزيع اندازه ذرات، فيبر موثر فيزيکی(peNDF)، وزن بدن، قابليت هضم ماده خشک و پروتيين خام، زمان مصرف خوراک، نشخوار و کل فعاليت جويدن دام و ميزان توليد شير تحت تاثير تيمار قرار نگرفتند، اما pH شكمبه، غلظت ازت آمونياکی، نرخ عبور مواد جامد، زمان ماندگاری شکمبه ای، قابليت هضم NDF،NFC و چربی خام، درصد چربی و پروتيين شير تفاوت معنی داری داشتند. تفاله چغندرقند به علت دارابودن NDF و پکتين بيشتر، در مقايسه با ذرت و جو سبب ايجاد درگيري بيشتر سقف شکمبهاي شده و بيشتر در شکمبه مي ماند.
Nine lactating Holstein dairy cows (DIM=100±21d; BW=645/7±226/5kg) were allotted to3×3 repeated Latin square design at three 21d periods (adaptation14d, and collection and chewing activating measurement 7d) for evaluation the effects of different sources of NFC on effectiveness of forage fiber and cows performance. Three treatments were contained different sources on NFC as 1)Barley +basal ration; 2)Barley and corn + basal ration, and 3)Barley and beet pulp + basal ration. Diets were similar in chemical (16 %CP and 1.55Mcal/kgDM NEl, and physical (geometric mean, physically effective factor) characteristics. Cows were fed twice daily at 10 and 22 for ad libitum intake with TMR. Feces were collected from all cows at d 14 to 20. The distribution of particle size were measured weekly for TMR with original and new version of PSPS and ASAE sieves. Ruminal fluid samples were taken at 1.5h after the feeding by stomach tube. Mean retention time (MRT) and passage rate of solid material were measured with single dose Cr-mordanted alfalfa NDF. There were not significant differences on DMI, nutrients intake, geometric mean of TMR, CP and EE digestibility, BW, eating and rumination time, total chewing activity and milk yield, but ruminal pH, N-NH3, particulate passage rate, ruminal and total MRT, digestibility of NDF, NFC, and EE, and milk fat and protein were significantly different between treatments. It seems that beet pulp with higher NDF and pectin established a more consistent ruminal mat than barley and corn therefore has higher MRT and increases chewing activity and milk fat.
بررسي ميزان شيوع ورم پستان با استفاده از آزمايش CMT در گاوداريهاي شيري استان فارس
مجيد هاشمي1 ، مظاهر صفدريان 2
1- مربي پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي ، 2 - منابع طبيعي فارس
چكيده
ورم پستان با كاهش توليد شير، افزايش هزينه توليد وكاهش كيفيت شير علاوه بر خسارات اقتصادي فراوان به گاوداريهاي شيري و صنعت توليد شير موجب آلودگي ميكروبي شير شده و گاهي وسيلهاي براي انتقال بيماري به انسان ميباشد. با توجه به اينكه ورم پستان به عنوان پرهزينهترين بيماري گاو شيري شناخته شده است، لذا جمعآوري اطلاعات در زمينه اين بيماري در هر منطقه جهت كنترل بيماري و كاهش خسارات لازم ميباشد. در اين بررسي تعداد 46 گاوداري شيري داراي پروانه بهرهبرداري انتخاب و6180 كارتيه مربوط به 1545راس گاو مورد آزمايش CMT قرار گرفت. از اين تعداد 4714 كارتيه (28/76%) سالم، 1335 كارتيه (6/21%) مبتلا به ورم پستان تحت باليني، 44 كارتيه (7/0%) مبتلا به ورم پستان باليني و 87 كارتيه (41/1%) كور بودند. ميزان شيوع ورم پستان در استان 7/44% بود، اما در آزمون تجزيه واريانس اختلاف معنيداري در ميزان شيوع بيماري بين فصول و شهرها مشاهده نشد. در آزمون همبستگي ارتباط مثبت و معنيداري بين تعداد زايشها و ميزان شيوع ورم پستان مشاهده شد (P<0.01, r = 0.707) .
Summary
Mastitis continues to be one of the economically most important diseases in dairy farming due to reducing milk yield and quality. Epidimiolological data collection in different regions is necessary for mastitis control. Forty–six dairy farms were selected to determine the prevalence of mastitis. 6180 quarter milk samples from 1545 cows were tested by
اثرات پرتوتابی گاما بر تجزيه پذيري پروتئين كنجاله سویا در شكمبه گاو
علي نيكخواه1، پروین شورنگ2، احمد زارع 3، غلامرضا رئیسعلی4 و علی اصغر صادقی5
1استاد، 2دانشجوی دوره دکتری و 3دانشيار دانشگاه تهران، 4استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی هسته ای و 5استادیار دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات
چکیده
اثرات پرتوتابی گاما بر تجزيه پذيري ماده خشك و پروتئين خام كنجاله سویا در شكمبه چهار رأس گاو ماده هلشتاین غیرشیرده مطالعه شد. تجزيه آماري داده ها در قالب طرح کاملاً تصادفي انجام شد. پرتوتابی گاما با دزهای 25، 50 و 75 کیلوگری[1] ، تجزيه پذيري مؤثر پروتئين خام كنجاله سویا را در سرعت عبور 5 درصد در ساعت به میزان 18، 31 و42 درصد کاهش داد(05/0>P). قابليت هضم روده ای پروتئين خام كنجاله سویای فرآيند نشده 68 درصد و براي كنجاله فرآيند شده با دزهای 25، 50 و 75 کیلوگری به ترتيب 5/70، 4/78 و 2/84 درصد بود. با افزایش دز پرتو گاما تجزیه پذیری پروتئین کنجاله سویا در شكمبه کاهش و قابليت هضم پروتئین در روده افزایش می یابد.
Abstract
This study was completed to determine effects of gamma irradiation on dry matter (DM) and crude protein (CP) degradation of soybean meal by using nylon bags technique. Ruminal nylon bags of untreated, 25, 50 and 75 kGy gamma irradiated soybean meal were suspended in the rumen of four
مژگان مظهری، محسن دانش مسگران، علیرضا هروی موسوی[1]
چکیده
به منظور بررسی تاُثیر جایگزینی کنجاله کلزا به جای بخشی از کنجاله سویا در جیره گاوهای شیرده از 14راُس گاو تازهزای هلشتایندرقالب طرح کاملاً تصادفی بادو تیمار(تیمار یک شامل 95/10% کنجاله سویا و تیماردوشامل 85/10% کنجاله کلزا و41/1% کنجاله سویا) استفاده شد. مصرف خوراک، تولید وترکیب شیر به صورت تکراردرزمان مورد تجزیهوتحلیلآماری قرار گرفت. مصرف ماده خشک به طور معنی داری تحت تاُثیر تیمارها قرار گرفت(P<0/05) وبرای تیمار دودرمقایسه با تیمار یک کمتربود(94/19درمقابل54/20کیلوگرم درروز ). پروتئین شیر(88/28 درمقابل63/27گرم درکیلوگرم ) ومواد جامد فاقدچربی شیر(03/86درمقابل8/81گرم درکیلوگرم ) به طور معنی داری(P<0/05) درتیماردوبیشتراز تیماریک بود. تولید شیر، چربی، لاکتوزو نیتروژن اوره ای شیر به طور معنی داری تحت تاُثیر تیمارها قرار نگرفتند (P>0/05).
بازنگری حضور علوفه در خوراک آغازين گوسالههای شيرخوار: اهميت ترکيبات فلاونوييدی بر شاخصهای رشد گوسالههای هلشتاين
سيد محمد جواد يعقوبی، حميد رضا رحمانی و غلامرضا قربانی
به ترتيب دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشيار و استاد گروه علوم دامی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان
چکيده
به منظور بررسي اثرات خوراندن سطوح مختلف ترکيبات فلاونوييدی (گروه 1: 5-10×3/7 گرم به ازای هرکيلوگرم وزن بدن، گروه 2: 4-10× 3/7 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن ، گروه 3: 3-10×6/3 گرم به ازای هرکيلوگرم وزن بدن و گروه شاهد) بر شاخصهای رشد گوسالههای شيرخوار، آزمايشي در قالب يك طرح كاملاً تصادفي بر روی 20 گوسالهی هلشتاين (2±7 روزه) صورت گرفت. مصرف ترکيبات فلاونوييدی توانست سن و وزن شيرگيری و مقدار مصرف علوفه را پس از شيرگيری تحت تاثير قرار دهد، اما بر ميزان افزايش وزن روزانه، بازده خوراک، ميزان مصرف کنسانتره و درصد روزها با امتياز مدفوع 2 و کمتر بی تاثير بود. نتايج اين تحقيق نشان داد که ممکن است حضور اين ترکيبات در جيرهی گوسالههای شيرخوار بخشی از يک برنامه در تغذيهی سنتی بوده که امروزه از آن غافل شدهايم، ليکن برای اظهار نظرهای قطعی در اين رابطه نياز به انجام تحقيقات بيشتری وجود دارد.
Considering Forage Nutrition in Starter Ration of Newborn Calves; Importance of Flavonoid Components on Growth Parameters of Holstein calves
Seyed Mohammad Javad yaghoubi, Hamid Reza Rahmani, Gholam Reza Ghorbani
Respectively, Graduate student, Associate professor and Professor of Animal Sciences Dept. of Isfahan University of Technology, 84156 Iran
In the natural animal production infants normally do not use concentrate, but in industrial nutrition systems in newborn calves concentrate has been substituted for forage. Regarding the existence of numerous flavonoids present in the plants and their chemical structure and relation with molecular challenge in the animal tissues seems interesting to look at their effect in this relation. In a completely randomized design 20 Holstein calves (7±2 d) in four groups received 7.3×10-5, 7.3×10-6, 3.6×10-3 and 0 g/Kg BW of flavonoid’s components. The results showed that using flavonoid’s components affected (P< 0.05) the weaning age and weight and also forage consumption after weaning, but without any effect on other growth parameters. More research is essential to evaluate these components in calf’s nutrition.
توجه دانشجویان علوم دامی توجه
ویرایش ششم کتاب تغذیه دام در راه است(مکدونالد - گرین هال - ادواردز - مورگان)
ترجمه:دکتر بهمن نوید شاد و مهندس علیرضا جعفری صیادی
انتشار:اوایل اذر ۱۳۸۶
جنبه های جدید ویرایش ششم عبارتند از :
گاومیش = دام آینده
بررسی اثرات سطوح کربوهيدرات فيبری و غير فيبری بر قابليت هضم ظاهری مواد مغذی جيره در گاو ميش
بهرام افشار حمیدی1، هرمز منصوری2، عزیز ا... کمالزاده3 و علی محسن پور آذری 4
1- کارشناس پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذر بایجان غربی 2و3- عضو هیات علمی موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، 4- عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذر بایجان غربی
چکيده
به منظور بررسی اثرات سطوح کربوهيدرات فيبری و غير فيبری بر قابليت هضم مواد مغذی جيره های کاملاً مخلوط در گاو ميش 3 راس جوانه گاوميش با ميانگين وزن 5/7 ± 6/389 کيلو گرم در قالب يک طرح مربع لاتین 3×3 گردشی مورد استفاده قرار گرفتند. آزمايش شامل يك دوره 21 روزه شامل 14 روز عادت دهي، 7 روز نمونه گيري بود. درصدکربوهيدرات فيبری و غير فيبری به ترتیب در جيره 1) 52 و 7/26، جیره 2) 45 و 34و جيره 3) 34 و2/45 درصد بود. سايرتركيبات شيميايي جيره هاي مصرفي كاملا" يكسان بود. اندازه ذرات جيره هاي مصرفي با استفاده از الك هاي جداكننده ايالت پنسيلوانيا آمريكا تعيين گرديد. توزيع اندازه ذرات و ميانگين هندسی ذرات جيره ها تفاوت معنی داری نداشتند. در طي اين آزمايش، دامها در داخل قفس متابولیکی ، در اصطبل نگهداري شده و با جيره كاملاً مخلوط در حد اشتها (با حداقل 10 درصد مازاد بر حد اشتها ) در ساعات 9 و 21 تغذيه گرديدند. ماده خشک مصرفی، مصرف مواد مغذی (الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی ، کربوهيدرات غير اليافي و پروتيين خام) تحت تاثير تيمارهای آزمايشی قرار گرفت. الياف موثرفيزيکي بصورت کيلوگرم در روز و درصد ماده خشک مصرفی با کاهش سطح کربوهيدراتهای فيبری بطور معنی داری کاهش يافت. افزايش کربوهيدرات فيبری منجربه کاهش معنی داری درماده خشک مصرفی گرديد. در مقابل، افزايش کربوهيدرات غير فيبری منجر به کاهش قابليت هضم الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی و پروتيين خام جيره شد.